جورج جرداق ( مترجم : حجازى )
9
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى )
ولى معاكسا آن چنانهم نيست كه عقول از معرفتش محروم مانند بلكه آن چنان هويداست كه چوپانان امى و پيرهزنان عامى هم او را از ديدن ستارگان و چرخش چرخ ريسندگى هم بشناسند و بدرگاهش راه يابند ، بلكه ماه و ستاره و كاه و كهكشان و دد و دام هم خواه و ناخواه به آستانش سجده برند كه ( وَ للِهِّ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ) باز ، على از عرفان به علم مى گرايد و از پديدههاى هستى و آيات آفرينش سخن مى گويد كه با شناخت علمى طبيعت و در پى گيرى حس و تجربه و از مسير علم هم مى توان به خدا راه يافت و اين راه به حدى روشن است كه حتى منكران خدا و آنها هم كه براى ماده و طبيعت اصالت قائلند در كاوشها و بررسيهاى علمى خويش به جائى مى رسند كه بهت زده مى گويند پاسخ هزاران چراها و چگونههاى ما را يك كلمه مىدهد و آن كلمه خداست ولى اين خدا خدائى نيست كه او را در محيط تنگ و تاريك طبيعت به چيزى همانند كنند و با انديشههاى نارسا و زبانهاى كوتاه خود در باره اش چيزى بگويند تعالى الله عما يقول المشبهون به و الجاحدون له علوا كبيرا در خطبهاى ديگر ، يكسره بفلسفه مى پردازد و اين بيابانى مكتب نديده و از فلسفههاى آتن و اسكندريه و هندوچين و -
--> ( 1 ) - خطبهء اول نهج البلاغه